تبليغاتX
حذف شده





















حذف شده

آسمان فرصت پرواز بلند است ولی/قصه این است چه اندازه کبوتر باشی....

خوب بودن آنقدر ها هم سخت نیست !

                                     ولی عادت کردیم به بدی کردن!

---------------------------------------------------------------

چرا واقعا اینجوری شدیم خوب بودن زیاد سخت نیس

نوشته شده در شنبه دهم دی 1390ساعت 5:0 توسط گمشده|

آدمی را چه وقت سر آمد
که اینچنین انسانیت امیخته بر هم آورد
دوستی را چه رنگ زده شد
که خانه یاران برروی کلکی روان بر آب آمد
راستی را چه کس حراج گذاشت
که زیبایی رخ را بین یاران امتیازی بحساب آمد
نفاق از چه روی شکل گرفت
که ای دوست تو را یادی از ما نمی امد

نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 19:6 توسط گمشده|

مـيــآزار مـــوری که دانــه کــــش است 

حضرت علی (ع):

به خدا سوگند اگر تمام جهان را به من بدهند كه پوست جو را به ناحق

از دهان مورچه ای بگیرم من این كار را نخواهم كرد.

Shia Upload


میگم چقدر رفتارهای ما شبیه حضرت علی است راست حسینی اصالت شیعه بودن

رو حفظ کردیم حیف کجا بودیم به کجا رسیدیم


نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 9:0 توسط گمشده|

این جا آسمان ابری ست


آن جا را نمی دانم


این جا هوایش بهاری نیست


آن جا را نمی دانم


این جا عاشقا تنهایند


آن جا را نمی دانم


این جا دل برای تو تنگ است


آن جا را نمی دانم...........................................................


نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 6:41 توسط گمشده|

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .

بالاخره پرسید :

- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟

پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :

- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .

می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .

- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .

- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . در این مداد 5 خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با

آرامش زندگی می کنی .


صفت اول :
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .
اسم این دست خداست .
او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .


صفت دوم :
گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود .پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .


صفت سوم :
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم .
بدان که تصیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.


صفت چهارم :
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است .
پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .


صفت پنجم :
همیشه اثری از خود به جا می گذارد .
بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی...

نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 6:35 توسط گمشده|

عجب رسمیه رسم روزگار

میرن آدمها اما از اونا فقط خاطرهاشون به جا میمونه

Shia Upload

روزگار خوب با ما تا نکرد اما ما رو تا کرد
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390ساعت 20:47 توسط گمشده|

توجه توجه!

درهای رحمت الهی در حال بسته شدنست مونین روزه دار لای در نمونین

عیدتان مبارک

نوشته شده در چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 0:7 توسط گمشده|

امروز تو لحظات آخر برنامه ماه عسل یه جمله ای با حالی گفت :

خوشا به حال آنان که مردنشون  هم به درد به خور است ولی امثال من حتی بودنشان به درد بخور نیس چه

برسه به بعد وفات. در این شب های عزیز بخواهیم خوب زیستن و خوب هک شدن در ذهن ها حتی اگر

نباشیم .

خدایا!

چنان که سرانجام کار تو راضی باشی و ما خشنود

                                                  دعا برامون از یاد نره

نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 0:36 توسط گمشده|

  پيش‌ از آن‌ كه‌ انسان‌ پا بر زمين‌ بگذارد، خدا تكه‌اي‌ خورشيد و پاره‌اي‌ ابر به‌ او داد

و فرمود: آي، اي‌ انسان‌زندگي‌ كن‌ و بدان‌ كه‌ در آزمون‌ زندگي‌ اين‌ ابر و اين‌ خورشيد

فراوان‌ به‌ كارت‌ مي‌آيد.

انسان‌ نفهميد كه‌ خدا چه‌مي‌گويد، پس‌ از خدا خواست‌ تا گره‌ ندانستنش‌ را قدري‌ باز كند.

خداوند گفت: اين‌ ابر و اين‌ خورشيد ابزار كفر وايمان‌ توست.

زمين‌ من‌ آكنده‌ از حق‌ و باطل‌ است، اما اگر حق‌ را ديدي، خورشيدت‌ را به‌ در بكش،

تا آشكارش‌كني؛ آن‌گاه‌ مؤ‌من‌ خواهي‌ بود. اما اگر حق‌ را بپوشاني،

نامت‌ در زمره‌ كافران‌ خواهد آمد.

انسان‌ گفت: من‌ جز براي‌ روشنگري‌ به‌ زمين‌ نمي‌روم‌ و مي‌دانم‌ اين‌ ابر هيچ‌گاه‌ به‌ كارم‌ نخواهد آمد.

  انسان‌ به‌ دنيا آمد، اماهرگاه‌ حق‌ را پيشاروي‌ خود ديد، چنان‌ هراسيد كه‌ خورشيد از دستش‌ افتاد.

حق‌ تلخ‌ بود، حق‌ دشوار بود وناگوار.

حق‌ سخت‌ و سنگين‌ بود. انسان‌ حق‌ را تاب‌ نياورد. پس‌ هر بار كه‌ با حقي‌ رويارو شد، آن‌ را پوشاند

، تازيستنش‌ را آسان‌ كند.

فرشته‌ها مي‌گريستند و مي‌گفتند: حق‌ را نپوشان، حق‌ را نپوشان. اين‌ كفر است.

اماانسان‌ هزاران‌ سال‌ بود كه‌ صداي‌ هيچ‌ فرشته‌اي‌ را نمي‌شنيد. انسان‌ كفران‌ كرد و كفر ورزيد

و جهان‌ را ابرهاي‌كفر او پوشاند. ***

انسان‌ به‌ نزد خدا بازخواهد گشت. اما روز واپسين‌ او «يوم‌الحسره» نام‌ دارد.

و خدا خواهد گفت: قسم‌ به‌ زمان‌ كه‌ زيان‌ كردي، حق‌ نام‌ ديگر من‌ بود


نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 7:0 توسط گمشده|

اگر سنگ درمسير رود نباشدصداي آب زيبا نيست

                     پس ازسنگهاي سرراهت غمگين نباش                 

 

 Shia Upload


اینا سنگهایست که جمع شدند به طرفت پرتاب بشه ولی نترس

حتی مداوم سنگ زدند خسته نشو برو هدفت رو دنبال کن



نوشته شده در چهارشنبه پنجم مرداد 1390ساعت 6:0 توسط گمشده|


آخرين مطالب
» سعی کن خوب باشی ...
» ادمی
» میازار
» این جا عاشقا تنهایند
» زندگی مثل مداد
» روزگار
» عید
» ماه عسل
» خورشید از دستش افتاد.
» سنگها رو بطرفت نشانه کردند

Design By : Pichak